پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

281

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

منتهى اين كار وقت مىخواهد ، زيرا نام آنها را بايد از كتاب‌هاى شاه استنساخ كند و با همين نامه اين فهرست را برايتان خواهم فرستاد . چهارمين دسته از سپاهيان شاه ، كه معتبرترين آنها به شمار مىآيند ، قورچىها هستند ، كه نگهبانان مخصوص قصر شاهى و چادرهاى خاص سلطنتى از ميان آنان انتخاب مىشوند ، و لغت قورچى مشتق از قورماخ تركى است كه نگاه كردن و مواظب بودن معنى مىدهد « 1 » . قورچىها قزلباش‌هايى هستند كه در اختيار هيچ‌يك از خان‌ها يا سلطان‌ها يا كسان ديگر نيستند و خدمات خود را منحصرا در اختيار شاه قرار داده‌اند و مستقيما از او حقوق و مستمرى مىگيرند و بسيار طرف توجه هستند . عدهء قورچيان دوازده هزار نفر است و اسلحهء ايشان مانند ساير قزلباش‌هاست . آنان سواره جنگ مىكنند و تاج قزلباش بر سر مىگذارند . رئيس قورچيان در حال حاضر عيسىخان‌بيگ ، داماد شاه ، است كه اردبيلى و از طايفه شيخاوند است و قورچىباشى ناميده مىشود . اين چهار دسته كه ذكر كردم اساس قشون ايران را تشكيل مىدهند و البته عدهء ديگرى نيز وارد خدمات نظامى هستند ، از قبيل يسق‌چىها كه سابقا شرح دادم و گفتم وظيفه دارند در موقع عبور حرم خيابان‌ها را خلوت كنند و نظارت داشته باشند كسى در آن حوالى نباشد . اين عده پيكانى بر عمامهء خود دارند و پيكان عمامهء رئيس آنها از طلاست . يساول‌ها نيز عده‌اى هستند كه مىشود به آنها امربر يا دربان گفت و جلوى درها كشيك مىدهند و شمشيرى بر كمر و چماقى بر دست دارند . افراد ديگرى نيز وجود دارند كه نمىتوان از لحاظ طبقه‌بندى قشون اهميتى براى آنها قايل شد ، زيرا بايد آنها را از صاحب‌منصبان دربارى شمرد نه از افراد نظامى . تعداد افراد قواى ايران متغير است و مىتوان گفت امروزه اين قوا كمتر از سابق وسعت دارد . علت اين است كه شاه زياد رغبتى به پرداخت مواجب ندارد و به‌علاوه در جنگ‌هاى مختلف با گرجىها و ديگران تلفات زيادى به قشون وارد آمده و بسيارى از افراد شايستهء آن به هلاكت رسيده‌اند . گرچه طبق محاسبه‌اى كه انجام دادم ، قواى ايران بايد به هفتاد الى هشتاد هزار نفر برسد ، ولى به دلايل بيان شده امروز بيش از چهل هزار نفر قادر به شركت در جنگ نيستند . البته بايد اضافه كرد كه شاه به‌طور مداوم صد هزار سرباز سواره نظام را مواجب مىدهد ، ولى سى هزار

--> ( 1 ) . نويسنده در توصيف اين كلمه دچار اشتباه شده و قورچى نيز يك لغت مغولى است كه معنى تيرانداز مىدهد . در اين مورد به يادداشت‌هاى لاكهارت مراجعه شود . - م .